تبليغاتX
به نام دادار بی چون
به نام دادار بی چون

منوي اصلي
نويسندگان
آرشيو مطالب
آرشيو موضوعي
نظرسنجی
هفت قانون طلایی از نظر افلاطون

1-هر اتفاقی که در زندگی برای تو میافتد به مصلحت توست.

2-شکست معنی ندارد(شکست یعنی دیر تر پیروز شدن).

3-مسئولیت پذیر باش.

4-برای مدیریت باید ازمنابع(refrence) استفاده کنید.

5- سرمایه ما دیگرانند چون انسان اجتماعی آفریده شده است.

6-کارنوعی تفریح است.

7- پشتکار داشته باش.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 9:14  توسط علی و مريم  | 

راههای بدست آوردن موفقیت در یک ماه

روز اول
از كارهايي كه ناچاري انجام دهي لذت ببـــر.
نق زدن تنها تو را خسته تر مي كند و نمي گذارد كار را درست انجام دهي.
اما اگر با موفقيت مانند يك دوست رفتار كني.
مثل سگ همه جا به دنبالت خــــــواهد بود.


روز دوم
سعي كن كارهايت را از صميم قلب انجام دهي.
نه به صرف اين كه ناچاري انجام دهي.
بايد به كارت ايمان داشته باشي.
يك جريان آب ضعيف ، تنها نيمي از باغچه را آبياري مي كند.


روز سوم
همه چيز را همانطور كه هست بپذير.
خواستن تنها، چيزي را تغيير نمي دهد.
خواستن، باد را از وزيدن باز نمي دارد و برف را به آب نبات تبديل نمي كند.
اگر مي خواهي چيزها را بهتر از خودشان تبديل كني، با آنها همان گونه كه هستند مواجه شو.


روز چهارم
تمرين كن تا از درون شاد باشي.
اجازه نده ديگران براي شاد كردن تو تصميم بگيرند.
خودت رئيس كارخانة شادي سازي باش.


روز پنجم
ذهنت را همانند ابر سفيدي كه در آسمان است، آزاد كن.
تلاش كن، اما نتايج كار را واگذار تا با هم كار بيايند
براي ابر چه فرقي مي كند باد از كدام سو بوزد.
چرا وقتت را براي چيزي كه در كنترل تو نيست، تلف مي كني؟


روز ششم
وقتي تصميم به انجام كاري مي گيري،
از خود نپرس : من چه مي خواهم ؟
بلكه بپرس : چه كاري به نفع همه است ؟
اگر به فكر منافع ديگران باشي، ديگران در كنارت كار خواهند كرد و كمكت خواهند كرد تا موفق شوي.

روز هفتم
هنگام تصميم گيري ابتدا نبايد بپرسي، از اين كار چه نفعي عايدم خواهد شد؟
پرسش درست اين است كه : چه كاري به نفع همه است؟
خانه زماني مستحكم خواهد شد كه همة ديوارهايش استوار باشند.


روز هشتم
وقتي كار به مشكل مي خورد، نه ديگران را سرزنش كن و نه خود را،
انسان وقتي شنا ياد مي گيرد كه از فرو رفتن در آب نترسد.


روز نهم
براي موفقيت در هر كار،
بايد ابتدا تصوير واضحي از نقشة كار داشته باشي.
آن گاه، همان طور كه در باد شديد، نخ بادبادك را محكم نگه مي داري،
بايد هدفت را هم به همان محكمي نگه داري.


روز دهم
اگر طرحي در عمل مشكل تر از آن شد كه فكر مي كردي،
دلسرد نشو.همه چيز اين دنيا همين طور است،
خصوصاً اگر ارزشمند باشد.
لاجرم خود حبابي بيش نبود، زيبا اما توخالي.


روز يازدهم
مشكلات ما را قوي و به سمت
پيروزي هاي بزرگ تر هدايت مي كنند.
كوهنوردي آسان نيست، اما منظره اي هم كه
از قله كوه ديده مي شود، بسيار زيباست.


روز دوازدهم
اراده ات را قوي كن.
خود را وارد به انجام كارهايي كن كه برايت مشكل اند.
سپس آنها را با جديت انجام بده.
بعد از مدتي خواهي ديد كه اراده ات همانند
گرزي فولادي سخت و درخشان شده است.


روز سيزدهم
با انرژي كامل روي كارهايت تمركز كن.
شيشه هاي رنگي كليسا، هنگام عبور نور از آنها
بسيار زيبا و درخشان مي شوند.
كارهايت را هم اگر با انرژي انجام دهي،
شفاف و زيبا خواهند شد.


روز چهاردهم
هنگامي كه قصد انجام كاري را داري، از خود نپرس :
ديگران آن را چگونه و با چه روشي انجام داده اند ؟
بلكه بپرس : چگونه مي توانم آن را درست و به بهتـــــــــرین وجه ممكن انجام دهم.
اين را بدان كه همواره حقيقتي تازه در انتظار كشف شدن است.
بدون احساس وجود اين حقايق، كريستف كلمب
هرگز به آمريكا نمي رسيد و گراهام بل تلفن را اختراع نمي كرد.


روز پانزدهم
هر كاري را با جان و دل انجام بده.
اگر شعاع انرژي ات را مانند ذره بيني كه نور خورشيد را متمركز مي كند،
روي موانع تمركز دهي،
هر مانعي كه سر راهت باشد خواهد سوخت.


روز شانزدهم
امروز را آغازي تازه بدان.
چرا به چيزي كه ديروز اتفاق افتاده، يا انجام شده فكر مي كني؟
زندگي رودخانه اي است كه مدام به سمت آينده در جريان است.
هيچ قطره اي از آن دوبار از زير يك پل رد نمي شود.
كار را با روشي تازه انجام بده، بهتر از هميشه.


روز هفدهم
افكار و روياهايت را بسط بده.
هنگامي كه در بيرون چمنزاري پهناور است
كه از هر سو تا افق امتداد دارد.
چرا خود را در آغل حبس كني.


روز هجدهم
نگذار افكار و ذهنياتت به صورت عادت درآيند.
سعي كن هرگز در جا نزني.هر روز از زاويه اي تازه به كارها نگاه كن.
زندگي يك صحنة پر از ماجراست.
به اطرافت نگاه كن: نشانه هاي زيبايي وجود دارند كه به كشفيات تازه اشاره مي كنند.


روز نوزدهم
مهم ترين چيز احساسي است كه نسبت به كارت داري.
وجود رنگ هاي تيره در يك تابلوي نقاشي.
نشانة افسردگي نقاش آن تابلوست.
رنگ هاي روشن، حاكي از وجود روشنايي و انرژي در زندگي نقاش آن تابلوست.
هر كاري را با شادي انجام بده، تاديگران را هم شاد كني.


روز بيستم
زندگي مثل يك تاب است كه هم مي تــــــــــواند سرگرم كننده باشد و هم حال به هم زن.
اگر هر بار كه تاب مي خوري احساس شگفتي كني،
لذت تاب خوردن را احساس خواهي كرد.
در زندگي هم هر بار كه كاري را انجام مي دهي،
از انجام آن شگفتي احساس كن.


روز بيست و يكم
حرف حق را بپذير و كاري به گويندة آن نداشته باش.
مثلاً اگر بوي دود را احساس مي كني و طوطي ات فرياد بزند كه :
خانه آتش گرفت!
آيا به مهمانهايت خواهي گفت :
اين طوطي نمي فهمد چه مي گويد؟


روز بيست و دوم
عقايد را با حقايق اشتباه نكن.
حقيقت مانند دانة بادام است،
و عقايد پوستة آن دانة بادام هستند.
اگر به دنبال حقيقت هر چيز هستي،
بايد پوسته را بكني، تا خود دانه را ببيني.


روز بيست و سوم
قبل از انجام هر كار مهمي، اول ببين
چه احساسي نسبت به انجام آن داري.
آيا آن كار را مهم مي داني؟ آيا واقعي به نظرت مي رسد؟
آيا به ديگران كمك مي كند؟


روز بيست و چهارم
هنگام غليان احساسات، هيچ تصميم مهمي نگير.
در اين صورت اشتباه خواهي كرد.
اول درونت را آرام كن.
ذهن مانند يك درياچه است.
هنگام غليان احساس، درياچه مواج است.
درياچه هنگامي نور ماه را منعكس مي كند كه آرام باشد.


روز بيست و پنجم
هنگام مواجه شدن با مشكلي يادت باشد كه حتماً راه حلي وجود دارد.
زيرا هر چيز با جفتش به وجود مي آيد.
بعد از هر سقوطي ، صعودي و بعد از هر شبي، روزي وجود دارد.
ذهنت را روي راه حل ها متمركز كن.
براي بيرون آمدن از يك اتاق بايد در را پيدا كني،
نه اين كه به ديوارها فكر كني.


روز بيست و ششم
همواره از نعمتهايي كه زندگي به تو بخشيده است،
شاد باش و به خاطر آنچه كه نداري گله مند نباش.
ساختمان با سنگ هايي ساخته مي شود كه در دسترس اند،
نه با سنگ هاي حياط خانة ديگران.


روز بيست و هفتم
سعي كن مثل ماشين خرابي كه خاموش نمي شود،
دائماً در حال عذرخواهي نباشي.
با اين كار توجه ديگران را به اشتباهاتت جلب خواهي كرد.
تلاش كن كه بهترين را انجام دهي.
آن گاه لبخند بزن و حركت كن.
تنها خداوند كامل است.


روز بيست و هشتم
هر كار خيري كه در اين دنيا انجام دهي،
بيش از هر كس به خودت كمك خواهد كرد،
به تو قدرت و انرژي و درك بيشتر خواهد بخشيد.
اگر خودت نقاشي كني،
ديگران از تماشاي آن لذت خواهند برد.
ضمن آنكه در حين كار
تجربه ات هم در نقاشي بيشتر شده است.


روز بيست و نهم
براي عمل كردن از درونت فرمان بگير.
براي تفكر از درونت راهنمايي بجو.
زيرا درك و آگاهي را بايد دريافت كني
و نمي تواني خودت خلق كني.
زمين هنگامي گرم مي شود كه
به سمت خورسيد متمايل باشد.


روز سي ام
هر چيز كه راست و درست باشد،
به نفع تو و ديگران خواهد بود.
خداوند بهتر از هر كس مي داند كه
چه چيز به تو شادي واقعي مي بخشد.
آيا يك گياه مي فهمد كه باد، آن را تقويت مي كند
يا باران ملال آور باعث
رشد گل هاي زيبا مي شود.


روز سي و يكم
هرگز مغرور نشو،
زيرا غرور ميكروبي كشنده است.
غرور به تدريج عقل را زايل مي كند
و باعث مي شود هيچ كاري را بدرستي انجام ندهي

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 8:58  توسط علی و مريم  | 

اثرات مثبت دعا کردن در حق دیگران

فرانک لوباخ در اثر عالی خود بنام " دعا عظیمترین قدرت در دنیا " ، به روش جالبی اشاره دارد : او عنوان  می کند وقتی در خیابان قدم می زنیم، به همه ی کسانی که از کنار ما می گذرند" دعا برسانیم ". وی این روش را " نور افکنی " نام گذاشته است. او عابران را با دعا بمباران می کند و پیام عشق و دوستی به ایشان می رساند. می گوید گاهی افرادی که آنان را دعا می کند بر می گردند و به او لبخند می زنند.آنها ارتعاشات دعا را ، مثل جریان برقی که از سیم عبور می کند، دریافت می کنند.

ما هزاران دستگاه فرستنده داریم. وقتی از طریق دعا این ایستگاهها را بکار می انداریم، امکان دارد نیروی شگرفی در کسی که در حقش دعا شده و همچنین میان افراد بوجود آید. می توانیم با دعا قدرتی را به شخص برسانیم که هم نقش فرستنده و هم نقش گیرنده دارد.وقتی شما دیگران را دعا می کنید در واقع نگرش مثبتی نسبت به انان نشان می دهید و رابطه تان را به سطح بالاتری سوق می دهید. وقتی شما حسن نیت و بهترین روی خود را به کسی نشان می دهید، او هم بهترین روی خود را به شما نشان می دهد و در برخورد این بهترینهاست که تفاهم و دوستی توسعه می یابد.

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 9:32  توسط علی و مريم  | 

شخصیت

مراقب افکار خود باشید زیرا به گفتار شما تبدیل می شوند.

مراقب گفتار خود باشید زیرا به رفتار شما تبدیل می شوند.

مراقب رفتار خود باشید زیرا به عادات شما تبدیل می شوند.

مراقب عادات خود باشید زیرا به شخصیت شما تبدیل می شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 0:20  توسط جهانگرد  | 

دوست
دوست خوبم ! فرصت سلام تنگ است ! كه ناگزير و خيلي زودتر از آنچه در خيالت است بايد خداحافظي را نجوا كني. فرصت برای با هم بودن، ممکن است بقدر پلك بر هم زدنی دیر شده باشد. اما همین لحظه را اگر غنيمت نشماري، افسوس و دریغ ابدی را باید به دوش بکشی! تنها راه رسیدن به دهکده شادیها، گذر از پل دوستی هاست. اگر پای ورقه دوستی ها، مهر صداقت نخورده باشد، مشروط و رفوزه شدن در امتحانات زندگی حتمی است. صداقت، ضامن بقای دوستی های پاک و معصومانه است. برای ماندن در یاد و خاطر و دل دیگران، بايد يكدلي و دوست داشتن رو با عشق پيوند زد كه راز جاودانگي عشـــــق در همين است و بس !
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 0:43  توسط جهانگرد  | 

زندگي زيباست

زندگي ، چيزي ست تلخ و نامطبوع اما زيباسازي آن كاري ست نه چندان دشوار. براي ايجاد اين دگرگوني كافي نيست كه مثلاً دويست هزار روبل در لاتاري ببري يا به اخذ نشان « عقاب سفيد » نايل آيي يا با زيبارويي دلفريب ازدواج كني يا به عنوان انساني خوش قلب شهره ي دهر شوي ــ نعمتهايي را كه برشمردم ، فناپذيرند ، به عادت روزانه مبدل ميشوند. براي آنكه مدام ــ حتي به گاه ماتم و اندوه ــ احساس خوشبختي كني بايد: اولاً از آنچه كه داري راضي و خشنود باشي ، ثانياً از اين انديشه كه « ممكن بود بدتر از اين شود » احساس خرسندي كني و اين كار دشواري نيست:
وقتي قوطي كبريت در جيبت آتش ميگيرد از اينكه جيب تو انبار باروت نبود خوش باش ، رو خدا را شكر كن.
وقتي عده اي از اقوام فقير بيچاره ات سرزده به ويلاي ييلاقي ات مي آيند ، رنگ رخساره ات را نباز ، بلكه شادماني كن و بانگ بر آر كه: « جاي شكرش باقيست كه اقوامم آمده اند ، نه پليس! »
اگر خاري در انگشتت خليد ، برو شكر كن كه: « چه خوب شد كه در چشمم نخليد! »
اگر زن يا خواهر زنت بجاي ترانه اي دلنشين گام مي نوازد ، از كوره در نرو بلكه تا مي تواني شادماني كن كه موسيقي گوش ميكني ، نه زوزه ي شغال يا زنجموره ي گربه.
رو خدا را شكر كن كه نه اسب باركش هستي ، نه ميكرب ، نه كرم تريشين ، نه خوك ، نه الاغ ، نه ساس ، نه خرس كولي هاي دوره گرد … پايكوبي كن كه نه شل هستي ، نه كور ، نه كر ، نه لال و نه مبتلا به وبا … هلهله كن كه در اين لحظه روي نيمكت متهمان ننشسته اي ،‌ روياروي طلبكار نايستاده اي و براي دريافت حق التأليفت در حال چانه زدن با ناشرت نيستي.
اگر در محلي نه چندان پرت و دور افتاده سكونت داري از اين انديشه كه ممكن بود محل سكونتت پرت تر و دور افتاده تر از اين باشد شادماني كن.
اگر فقط يك دندانت درد ميكند ، دل به اين خوش دار كه تمام دندانهايت درد نمي كنند.
اگر اين امكان را داري كه مجله ي « شهروند » را نخواني يا روي بشكه ي مخصوص حمل فاضلاب ننشسته و يا در آن واحد سه تا زن نگرفته باشي ، شادي و پايكوبي كن.
وقتي به كلانتري جلبت ميكنند از اينكه مقصد تو كلانتري ست ، نه جهنم سوزان ، خوشحال باش و جست و خيز كن.
اگر با تركه ي توس به جانت افتاده اند هلهله كن كه: « خوشا به حالم كه با گزنه به جانم نيفتاده اند! »
اگر زنت به تو خيانت مي كند ، دل بدين خوش دار كه به تو خيانت مي كند ،‌ نه به مام ميهن.
و قس عليهذا … اي آدم ، پند و اندرزهايم را به كار گير تا زندگي ات سراسر هلهله و شادماني شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 21:56  توسط جهانگرد  | 

زياد فكر نكنيد!
ذهن انسان چیز جالبی است. موفقیت یا شکست شما در همه امور زندگی، در دست ذهنتان است. اگر بتوانید بر ذهنتان تسلط پیدا کنید، خواهید توانست فردی قدرتمند، مطمئن و خونسرد باشید.


ذهن دو قسمت دارد:
قسمت اول مثل کامپیوتر مغز می ماند. اگر آن را با اطلاعات لازم و ضروری برنامه ریزی کنید، در صورت لزوم این اطلاعات را به یاد خواهد آورد.
اما قسمت دوم مغز، قسمتی است که موفقیت و شکست شما را تعیین می کند—نفس. نفس قسمتی از مغز است که کامپیوتر را با اطلاعات غیر ضروری درهم می ریزد. ضمیر نفس را با اطلاعات غیر ضروری درمورد تجربه های سابق، تجربیات احتمالی آینده، دیدگاه دیگران درمورد شما، و غیره تغذیه می کند. اگر اجازه بدهید که نفستان اختیار شما را در دست گیرد، فرصت موفقیت را از شما خواهد گرفت.


اجازه بدهید مثالی بزنیم:
در بازی فوتبال، وقتی لازم است تکل کنید، اگر ذهنتان را از همه ی اطلاعات غیرضروری و بی فایده پاک کنید و اجازه بدهید کامپیوتر مغزتان کنترل امور را در دست گیرد، این تکل را به بهترین نحو انجام خواهید داد. به عبارت دیگر، اگر فکر کردن را کنار گذاشته، و عمل کنید.
اگر بخواهید مغزتان را با اطلاعات بیهوده در مورد فردی که می خواهید او را تکل کنید (سایز، حالت چهره، اتفاقی که ممکن است بیفتد، آنچه در گذشته اتفاق افتاده است) یا شرایط محیط (باران می بارد، خسته ام و...) پر کنید، کامپیوتر مغزتان با مجبور کردن بدنتان به پاسخ گویی، واکنش می دهد (یعنی شما مطمئن ترین و بی خطرترین کار را انجام خواهید داد و دست ها را چرخانده، درحالیکه فرد مقابل توپ را پرت کرده و آنسوی دروازه ی حریف فرود خواهد آمد).
این به این خاطر است که وقتی شما مغزتان را با همه ی اطلاعات اضافی پر کنید، سردرگم خواهد شد و تصور خواهد کرد که شما ترسیده اید و نیاز به امنیت دارید، از اینرو دست هایتان را بی تاثیر خواهید چرخاند.
اگر مغزتان را فقط با اطلاعات ضروری و لازم مثل جهت و سرعت حریف پر کنید، مطمئناً تکل بهتری انجام خواهید داد. (اگر قبلاً تکل کردن را تمرین کرده باشید، کامپیوتر مغزتان به طور خودکار این تکنیک را به یاد می آورد و دیگر نیازی به فکر کردن نیست.)


در برخورد با خانم ها هم وضع به همین منوال است.
اگر مغزتان را با اطلاعات غیر ضروری مثل ظاهر آن زن، دوستانش، اتفاقی که ممکن است بیفتد، آنچه در گذشته اتفاق افتاده است و...) پر کنید، لکنت زبان پیدا کرده و قادر به حرف زدن نخواهید بود.
نباید مغزتان را با اطلاعاتی غیر از لبخند زدن و برقراری تماس چشمی و کنترل امور پر کنید. (زیبایی کامپیوتر مغزتان در این است که وقتی چند بار این کارها را انجام دهید، و برای انجام کار درست به خودتان اطمینان داشته باشید، دیگر لازم نیست موقع نزدیک شدن به خانم نگران چیزی باشید و به چیزی فکر کنید.)
این به تصور برنمی گردد، مربوط به پر کردن مغزتان با اطلاعات لازم و مناسب است، و نه هیچ چیز دیگر.
به همین خاطر است که من به قانون سه ثانیه اعتقاد دارم. چون دیگر زمانی باقی نمی ماند تا به مغزتان اجازه ی دخالت دهید.
اگر بتوانید کنترل نفستان را در دست گیرید و کاری کنید تا فقط در زمان حال زندگی کند و فقط اطلاعات لازم را بدون انتقال حس ترس، تردید، یا رجوع به تجربه های آتی یا قبلی، به مغز برساند، آنگاه موفق خواهید شد!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 22:36  توسط جهانگرد  | 

طرح الهی

جزخدا قدرت دیگری وجود ندارد و این قدرت در باطن خودم نهفته است 

جز خواست خدا خواست دیگری وجود ندارد واین مشیت هم اکنون عیان می گردد.

هم اکنون طرح الهی زندگی ام اشکار می شود تا جایی را پر کنم که جزمن کسی نمی تواند ان را پر کند

هم اکنون به کارهایی دست می زنم که جز من کسی دیگر قادر به انجام ان نیست  

من در برابر هر وضعی نه برابر که بالاترم

هم اکنون به لطف یمن الهی همه ی درها برای شادمانی هایی نامنتظر گشوده می شوند

 وخداوند در طرح الهی زندگی ام شتاب می ورزد     

   فلورانس اسکاول شین

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 1:1  توسط جهانگرد  | 

آرزو
اگر خداوند آرزویی را در دلت انداخت مطمئن باش توانایی رسیدن به اون آرزو را در تو دیده است

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 1:44  توسط   | 

خوشبختی تو

می خواهی احساس خوشبختی واقعی رو تجربه کنی پس عاشق شو

اصلی ترین مسئله برای خوشبختی تو اینه که به هرکس و هر آنچه که با آن برخورد می کنی عاشقانه رفتار کنی؛ چه یک قطعه سنگ٬ چه یک گل یا یک انسان یا یک حیوان همه را دوست داشته باش.

مسئله ٬دادن عشق به یک حیوان ٬ گل ٬مادر یا شخصیتی دیگر نیست

مسئله عاشق بودن وجود توست؛

آینده توبستگی به این دارد که چگونه عاشقانه رفتار کنی امکان سرور و خوشبختی تو در زندگی بسته به این است که چقدر سرشار از عشق باشی

 از همین امروز شروع کن

فقط و فقط عشق بورز

بزار وجودت از عشق سرشار بشه

اگه برات سخته از چیزایی که واقعا دوستشون داری شروع کن سعی کن به اونها بیشتر و بیشتر عشق بورزی و روز به روز بر تعداد چیزهایی که دوستشون داری اضافه کن

فصل بهاره با یه مسافرت شروع کن و عاشق شو

عاشق طبیعت عاشق بارون عاشق مردم با صفا عاشق همه

عاشقانه زندگی کردن رو شروع کن

 

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن

من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین.

رایگان می بخشد نارون شاخه خود را به کلاغ

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 1:31  توسط   | 

درباره
خدایا
سرنوشت مرا خیر بنویس
تقدیری مبارک
تا هرچه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم
وهرچه را که تو زود می خواهی دیر نخواهم

پیوند ها
امكانات
طراح قالب
احسان فيروزكوهي

قالب ساز

Powered By
BLOGFA.COM

This Template Designe By TemplateFA - All Righte Reserved By padmeh