تبليغاتX
به نام دادار بی چون
به نام دادار بی چون

منوي اصلي
نويسندگان
آرشيو مطالب
آرشيو موضوعي
نظرسنجی
عشق

دهانت را ميبويند
مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را ميپويند
مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غريبيست نازنين
و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه میزنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان میدارند
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبیست نازنین
ان که بر در میکوبد شبا هنگام
به کشتن چراغ امده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذر گاه ها مستقر
با کنده و ساطوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی میکنند
و ترانه را بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
کباب قناری بر اتش سوسن و یاس
روزگار غریبیست نازنین

                                        احمد شاملو

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 8:48  توسط علی و مريم  | 

بهار خاموش (احمد شاملو)

بر آن فانوس كه ش دستي نيفروخت

بر آن دوكي كه بر رف بي صدا ماند

بر آن آئينة زنگار بسته

بر آن گهواره كه ش دستي نجنباند

بر آن حلقه كه كس بر در نكوبيد

بر آن در كه ش كسي نگشود ديگر

بر آن پله كه بر جا مانده خاموش

كسش ننهاده ديري پاي بر سر

بهار منتظر بي مصرف افتاد!

به هر بامي درنگي كرد و بگذشت

به هر كوئي صدائي كرد و استاد

ولي نامد جواب از قريه، نز دشت.

نه دود از كومه ئي برخاست در ده

نه چوپاني به صحرا دم به ني داد

نه گل روئيد، نه زنبور پر زد

نه مرغ كدخدا برداشت فرياد.

به صد اميد آمد، رفت نوميد

بهار آري بر او نگشود كس در.

درين ويران به رويش كس نخنديد

كسي تاجي ز گل ننهاد بر سر.

كسي از كومه سر بيرون نياورد

نه مرغ از لانه، نه دود از اجاقي.

هوا با ضربه هاي دف نجنبيد

گل خودروي بر نامد ز باغي.

نه آدم ها، نه گاوآهن، نه اسبان

نه زن، نه بچه . . . ده خاموش، خاموش.

نه كبكنجير مي خواند به دره

نه بر پسته شكوفه مي زند جوش.

به هيچ ارابه ئي اسبي نبستند

سرود پتك آهنگر نيامد

كسي خيشي نبرد از ده به مزرع

سگ گله به عوعو در نيامد.

كسي پيدا نشد غمناك و خوشحال

كه پا بر جادة خلوت گذارد

كسي پيدا نشد در مقدم سال

كه شادان يا غمين آهي برآرد.

غروب روز اول ليك، تنها

درين خلوتگه غوكان مفلوك

به ياد آن حكايت ها كه رفته ست

ز عمق بركه يك دم ناله زد غوك . . .

بهار آمد، نبود اما حياتي

درين ويرانسراي محنت آور

بهار آمد، دريغا از نشاطي

كه شمع افروزد و بگشايدش در!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 7:37  توسط جهانگرد  | 

درباره
خدایا
سرنوشت مرا خیر بنویس
تقدیری مبارک
تا هرچه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم
وهرچه را که تو زود می خواهی دیر نخواهم

پیوند ها
امكانات
طراح قالب
احسان فيروزكوهي

قالب ساز

Powered By
BLOGFA.COM

This Template Designe By TemplateFA - All Righte Reserved By padmeh